على محمدى خراسانى

206

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

وجوب و ضرورت دارد . خود اين معنا فى نفسه كلّى است ولى به حكم براهين توحيد در خارج يك فرد بيشتر ندارد و افراد ديگر محال و ممتنع هستند و حصر كلّى در يك فرد به كليّت آن قادح نيست . هكذا در ما نحن فيه هم اسم زمان أى « الزمان الذى وقع فيه القتل » و اين كلّى است ولو يك فرد بيشتر نداشته باشد . ثالثها : [ خروج الأفعال و المصادر من النزاع ] أنه من الواضح خروج الأفعال و المصادر المزيد فيها عن حريم النزاع لكونها غير جارية على الذوات ضرورة أن المصادر المزيد فيها كالمجردة فى الدلالة على ما يتصف به الذوات و يقوم بها كما لا يخفى و أن الأفعال إنما تدل على قيام المبادئ بها قيام صدور أو حلول أو طلب فعلها أو تركها منها على اختلافها . مقدمهء سوم : در مقدمهء اوّل ، دو ويژگى براى مشتق اصولى ذكر كرديم . ويژگى اوّل اين بود كه مشتق اصولى بايد جرى بر ذات داشته باشد ، به ذات ، اسم و عنوان جديد بدهد و با آن متّحد شود تا بتوانيم بگوييم اين همان است . . . . آنگاه اين ويژگى ، هم جامع افراد است كه چيزهايى از قبيل زوج ، زوجة و . . . را شامل مىشود و هم مانع افراد است ؛ يعنى چيزهايى از قبيل افعال و مصادر را خارج مىكند . اينك در امر سوّم همين جهت را توضيح مىدهيم : كليّهء افعال و مصادر از مشتقّ اصولى خارج و در محلّ نزاع داخل نيستند و جرى بر ذات ندارند . بيان ذلك : امّا مصادر مجرّده ( ثلاثى مجرّد يا رباعى مجرّد ) از قبيل : ضرب ، قيام ، ملك ، سَبْقْ ، زلزال و زلزلة و . . . به دو بيان از محلّ نزاع بيرون مىباشند : 1 . بر مبناى مشهور نحويّين اين‌گونه از مصادر اصلًا از مشتقات نيستند . بلكه اينها مبادىِ اشتقاق يا مشتقٌ منه هستند . « 1 » پس تخصّصاً و موضوعاً بيرون مىباشند . 2 . بر فرض كه از مشتقّات باشند ؛ مصادر با همين وضع مصدرى خود اگر چه با ذات ارتباط دارند ، اسناد و نسبت وجود دارد « 2 » و اين مبدأ قائم به آن ذات است ؛ « 3 » ولى حمل مواطاتى ندارد و نمىتوان گفت : اين همان است . خير ، زيد كه ضَرْبْ نيست ، بكر كه قيام نيست . آرى حمل اشتقاقى دارند ؛ يعنى از مصدر مشتقّى ساخته و بگوييم : زيد ضاربٌ حمل ذو هو دارند ، كه بر مصدر كلمهء ذو افزوده و مىگوييم : زيد ذو ضربٍ . از باب مبالغه هم گاهى مىگوييم : زيد عدلٌ ، بكرٌ ظلمٌ و . . . ولى حمل حقيقى و مصطلح ، ميان ذات و مصدر وجود ندارد . نه زيد ضَرْبْ است و نه ضَرْبْ زيد . پس

--> ( 1 ) . البته اقوال ديگرى هم هست كه در جاى خود خواهيم آورد . ( 2 ) . چون در مصدر جهت صدور از فاعل يا قيام به فاعل و . . . ملحوظ است ، بر خلاف اسم مصدر . ( 3 ) . به قيام صدورى يا حلولى و مانند آن .